مجله اینترنتی ائویمیز | آشپزی - مدل لباس - پزشکی - تکنولوژی

متن روضه علی اکبر به همراه فایل صوتی - مجله اینترنتی ائویمیز | آشپزی - مدل لباس - پزشکی - تکنولوژی
امروز : چهارشنبه ۴ مهر ۱۳۹۷
دانلود مداحیفرهنگیمداحی محرم سال 97مذهبی

متن روضه علی اکبر به همراه فایل صوتی

72829 552 - متن روضه علی اکبر به همراه فایل صوتی

متن روضه علی اکبر به همراه فایل صوتی روضه

 

گروه فرهنگی مجله اینترنتی ائویمیز : 

روضه علی اکبر (ع) با نوای مداحان اهل بیت میثم مطیعی، حاج منصور ارضی و حاج حسن خلج به همراه متن روضه علی اکبر (ع) جهت استفاده در مراسم.

روضه علی اکبر – میثم مطیعی

آماده شو حسین، ساعات آخره (۲)

ببین که موقعِ، جهاد اکبره (۲)

جهاد اکبرت، این دل بریدنه

دار و ندار تو، قربونی کردنه

سیدبن طاووس نوشته:

«فَلَمّا لَمْ یَبْقَ مَعَهُ سِوی اَهْلِ بَیْتِهِ» وقتی همه اصحابش شهید شدند، جز اهلبیت اش، هیچ کس دیگه نمونده بود

«خَرَجَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیه السّلام» علی اکبر بیرون آمد

«وَکانَ مَنْ اصْبَحِ النّاسِ وَجْهاً وَاَحْسَنِهِمْ خُلْقا» ازلحاظ صورت و سیرت بهترین مردمه

«فَاسْتَاذَنَ اَباهُ فِی الْقِتالِ فَاذِنَ لَه» تا اجازه میدان خواست، آقا اجازه داد؛ معطل نکرد؛ به مصداق آیه کریمه «انفقوا مما تحبون» اما امام حسین یه کاری کرد

«ثُمَّ نَظَرَ إِلَیْهِ نَظَرَ آیسٍ مِنْهُ» یه نگاه از روی ناامیدی به قد و بالای علی کرد

«وَارْخی علیه السّلام عَیْنَیْهُ» چشماشو زیر انداخت

«وَبَکی» شروع کرد های های گریه کردن، یه وقت سر به آسمان بلند کرد:

«اَللّهُمَّ اشْهَدْ، فَقَدْ بَرَزَ إِلَیْهِمْ غُلامٌ اشْبَهُ النّاسِ خَلْقا وَخُلُقا وَمَنْطِقا بِرَسُولِکَ صلّی اللّه علیه و آله» خدایا شاهد باش دارم شبیه ترین مردم به پیغمبر رو به میدون میفرستم؛ این جمله آقا خیلی جانسوزه اگر من و تو بفهمیم

بعد فرمود «وَکُنّا إِذَا اشْتَقْنا إِلی نَبِیِّکَ نَظَرْنا إِلَیْهِ» هر وقت دلمون برای پیغمبر تنگ می شد علی اکبرو نگاه می کردیم؛

بعد شروع کرد نفرین کردن: «یابْنَ سَعْدٍ قَطَعَ اللّهُ رَحِمَکَ کَما قَطَعْتَ رَحِمی»

اینجا زن ها و بی بی ها اومدن مثل حلقه دور علی ایستادند. نمیدونم این دختر بچه ها چطور دستای علی رو گرفته بودن؟ چطور ناله می زدن؟ مقرم نوشته صدا می زدند «علی ارحم غربتنا» علی به بیچارگی ما رحم کن. داداش علی گوش منو ببین هنوز خونی نشده، داداش علی صورت از برگ گل نازک تر منو ببین، حسین…

جهاد اکبرت، این دل بریدنه

دار و ندار تو، قربونی کردنه

روضه علی اکبر متن روضه علی اکبر

علی اکبر چی میگه؟!

«یا ابَ افعل ما تؤمر» بابا، تشنگی هامو نبین

«سَتَجدُنی، مِنَ الصّابِرین»

بابا با چه خون دلی، دل می کنم از تو ولی

سخته نبینم روی ماهت رو علی

شما هم بخونید؛ نوحه خون امام حسین بشید؛ شاید همین رو بخونی براش ازتون قبول کنه.

آه از وداع تو علی (۲)

سخته نبینم روی ماهت رو علی (۲)

خب علی اکبر رفت میدان رجز خواند

«انا علی بن الحسین بن علی» رجز خوند و شروع کرد به جنگیدن و کر و فر

سنگینی زره، بی تابی عطش

گرفته بود دیگه، طاقتشو ازش

آخه برگشت «یَا أَبَتِ الْعَطَشُ قَدْ قَتَلَنِی» بابا تشنگی منو کشت

«وَ ثِقْلُ الْحَدِیدِ قَدْ أَجْهَدَنِی فَهَلْ إِلَى شَرْبَهٍ مِنَ الْمَاءِ سَبِیلٌ» سنگینی زره منو کشت، بابا یه جرعه آب پیدا می شه یا نه؟!

«فَبَکَى الْحُسَیْنُ علیه السلام» آقا شروع کرد به گریه کردن

بودند دیو و دد همه سیراب و می مکید

خاتم ز قحط آب، سلیمان کربلا

«وَ قَالَ وَا غَوْثَاهْ یَا بُنَیَّ قَاتِلْ قَلِیلًا» قربونت برم علی جونم یه کم دیگه بجنگ

«فَمَا أَسْرَعَ مَا تَلْقَى جَدَّکَ مُحَمَّداً ص فَیَسْقِیَکَ بِکَأْسِهِ الْأَوْفَى شَرْبَهً لَا تَظْمَأُ بَعْدَهَا أَبَداًِ» پیغمبر سیرابت می کنه

معلومه ازش دل بریده. علی برگشت میدان

«وَ قَاتَلَ أَعْظَمَ الْقِتَال» اینجا یه اتفاقاتی افتاد. غوغایی شد به پا. نمیگم چی شد، اما یه وقت علی اکبر دست ها رو به گردن اسب حلقه کرد.

غوغایی شد به پا، اسب اشتباهی رفت

پیش چشم بابا، دنیا سیاهی رفت

وای خدا

میون خیل دشمنا، این پاره قلب منه

یکی با شمشیر می زنه…

آخ، آخ، اسب اشتباه رفت

«فقطعوه بالاسیاف اربا اربا» شروع کردند علی رو ریز ریز کردن

هر کی با هر چی تونست علی رو زد… ای وای…

پدر کنار تن او شبیه ابر گریست

کشید آه و نگاهی به اربا اربا کرد

علی… علی…

سوی میدان چنان علی رفتی

لیک برگشت ات شبیه زهرا شد

با پهلوت چکار کردند؟!

لیک برگشت ات شبیه زهرا شد

این یه جمله رو جا داره تو روضه علی بگیم

علی افتاده بر خاک زمین است

هزاران ابن ملجم در کمین است

عدو با قصد تکرار مدینه

شکسته از علی بازو و…

دوباره یاد مدینه زنده شد… حسین…

همین که فرق تو دیدم به یاد حیدر افتادم

نظر بر پهلویت کردم به یاد مادر افتادم

راوی می گه «ثُمَّ شَهَقَ شَهْقَهً فَمَاتَ» یه ناله ای زد…

«فَجَاءَ الْحُسَیْنُ حَتَّى وَقَفَ عَلَیْهِ» آقام اومد بالا سر…

«وَ وَضَعَ خَدَّهُ عَلَى خَدِّهِ» صورت به صورت علی گذاشت.

زینب آمد، بماند، یه ساعتی هم زینب آمد قتلگاه، نشد صورت به صورت برادر بذاره… آه… لب ها رو به اون رگ های گرم گذاشت… حسین… آقا…

تو ستاره سحر منی

تو که پاره جگر منی

یه نیگا با تعجب کرد… علی…

تو همان علی پسر منی؟!

چی به سرت آوردن بابا؟!

این یه بیتو پدر شهدا فیض ببرند، آخه بابا یه حالتی داره وقتی میره بالا سر جوونش. خدا نیاره بابا بدن بی جون جوونشو ببینه، خدا به بازماندگان شهدای منا صبر بده؛ این قدر صحنه های جانسوزی بود امسال. بابا دلش می خواد جوونشو در آغوش بگیره، صدازد:

علی جان پسرم (دلم خواهد در آغوشت کشم (۲)

اما از آن ترسم که گر گیرم در آغوشت

از این پاشیده تر گردی…

حسین…


روضه علی اکبر – حاج منصور ارضی

همچین که زن ها تو حرم فهمیدند علی اکبر می خواد بره میدان، همه از خیمه بیرون اومدند، دورش حلقه زدند، به صورت می زدند، می گفتند: علی إرحَم غُربَتَنا، بر غربت ما علی رحم کن.

هنوز حسین زنده است، عباس زنده است، این که فریاد می زدند: علی به ما رحم کن، معلوم میشه رکن خیمه ها بوده، ستون خیمه ها بوده، حضرت مانع شد از زن ها که دیگه جلوتر نیآن.

هیچ استقبالی به این قشنگی نبود، اما زن ها ایستادند مسافر بره، دیدند پشت سر مسافر ابی عبدالله دست بُرد زیر محاسن شروع کرد آیات قرآن خواندن، هی دعا می کرد: ای اول مسافر کربلا.

لذا حضرت اومد وسط میدان، خودش رو معرفی کرد. أَنَا عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِی بْنِ اَبی طالِبْ. یه عده گفتند: نه، به خدا ما بودیم و دیدیم شکل و شمایل پیغمبر رو، اصلاً مو نمیزنه با پیغمبر. یه عده برگشتند از میدان، گفتند: ما با هر کی بجنگیم با پیغمبر دیگه نمی جنگیم. یه عده برگشتند، لشکر به هم خورد.

حضرت دید هیچکی جلو نمی آد، حمله کرد، تا قلب لشکر، خودش رو رساند، دور زد، برگشت، یه عده گفتند: این طوری نمی شه، حضرت رو بکشانیم به سمت نخلستان، اِبْنُ مُنْقِذٍ می گه: گناه عرب به گردن من داغ این رو به دل مادرش می ذارم.

پشت نخلی پنهان شد، حضرت همینطوری که می جنگید، چنان با عمود آهن به سرش زد. حضرت اینقدر ورزیده در جنگ بود، سر خون آلود شد، کلاه خود افتاد، سریعاً دست انداخت گردن اسبش، اسب تربیت شده است، تا این کارو می کنه راکبش، می فهمه باید از معرکه جنگ بیرونش بیآره.

خون ریخت رو چشمای اسب، اشتباه کرد. علی رو بُرد وسط دشمن.

راوی میگه: دیدم شمشیرها بالا میآد پایین میآد، اِربـاً اِربـا. صدا زد بابا به دادم برس.

ابی عبدالله خودش رو رساند نزدیکی های بدن، نمیدونم چی شد، با زانو حضرت حرکت کرد. ان شاءالله دروغ باشه. هی صدا میزد: وَلَدی علی، وَلَدی…

می روی از خیمه ای پاره جان من

می میرم از گریه ای تازه جوان من

شبه پیغمبر علی

وارث حیدر علی

یا علی بن الحسین، یا علی بن الحسین


دانلود روضه علی اکبر – حاج حسن خلج

لشکر دارند به هم می گن: حسین زمین خورده، حسین زمین خورده

رو جسم اکبر اُفتاده، انگاری که مُرده، انگاری که مُرده

یه وقت دیدند یه خانم داره میدوه، هی به سر و سینه می کوبه، هی می گه: خدا بی برادر شدم، خدا عزیز برادرم رو کشتند.

اومد از پشت سر، شونه های ابی عبدالله رو گرفت، حسین پا می شی یا نه؟ از مادرم یاد گرفتم، اگه الان بلند نشی گیسوانم رو پریشان می کنم. بلند شد ابی عبدالله شروع کرد حرف زدن.

پاشو ببین شکستم

داره می لرزه دستم

بعد یه عمر آخرش

خودم چشاتو بستم

یه وقت ابی عبدالله به خودش اومد گفت: عجب توقعی از بچه ام دارم

نظم تنت به هم ریخت

فَـقَـطَّـعوهُ بِـالسُّیـوف اِربـاً اِربـا

نظم تنت به هم ریخت

چه خاکی شد بر سرم

ببین دارن می خندند

به اشکای خواهرم

خون ریخت روی صورت عقاب (اسب علی اکبر)، عقاب نفهمید کجا داره میره، یه عده زن های جراح آورده بودند، انتهای خیمه های لشکر دشمن کارشون بخیه بود.

زن های لشکر عدو، خدایی نامردند، خدایی نامردند

دور تن یوسف من، هلهله می کردند، هلهله می کردند

گرگ های کوفه کردند، بچه ام رو تیکه تیکه

خونه دل از دو چشمم، میریزه چیکه چیکه

هر کی صدای من رو می شنوه، به چشماش التماس کنه، چند قطره اشک، هدیه کنید، به روح همه انبیاء، اولیاء، هدیه کنید به روح خانم زهرا سلام الله علیها، هدیه کنید به روح همه گذشتگان از شیعیان و محبین امیرالمؤمنین علیه السلام، پدرها، مادرها، اونایی که این روضه رو شنیدند، گریه کردند، گریوندند.

سر علی رو گذاشت رو زانوش، دلش آرام نگرفت، سر علی رو چسباند به سینه اش، دلش قرار نگرفت. آی مردم چه کرد؟ سر رو گذاشت روی خاک های گرم کربلا، خم شد صورت رو صورت علی.

حسین…

منبع: ستاره

ارسال پاسخ