مجله اینترنتی ائویمیز | آشپزی - مدل لباس - پزشکی - تکنولوژی

بیوگرافی هوشنگ گلشیری + عکس
امروز : پنج شنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۷
بیوگرافیبیوگرافی بازیگران

بیوگرافی هوشنگ گلشیری + عکس

بیوگرافی هوشنگ گلشیری + عکس

گروه بیوگرافی مجله اینترنتی ائویمیزهوشنگ گلشیری (۲۵ اسفند ۱۳۱۶ در اصفهان – ۱۶ خرداد ۱۳۷۹ در بیمارستان ایران‌مهر تهران) نویسندهٔ معاصر ایرانی و سردبیر مجلهٔ کارنامه بود. مورّخان ادبی وی را از تأثیرگذارترین داستان‌نویسان معاصر زبان فارسی دانسته‌اند.

او با نگارش رمان کوتاه شازده احتجاب در اواخر دههٔ چهل خورشیدی به شهرت فراوانی رسید. این کتاب را یکی از قوی‌ترین داستان‌های ایرانی خوانده‌اند.

گلشیری کارش را با آموزگاری در روستاها و سپس‌تر در اصفهان آغاز کرد. از سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ به دعوتِ بهرام بیضایی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران استادی کرد. پس از انقلاب با تشکیل جلسات هفتگی داستان‌خوانی و نقد داستان از سال ۱۳۶۲ تا پایان عمر خود نسلی از نویسندگان را پرورش داد که در دههٔ هفتاد خورشیدی به شهرت رسیدند.او همچنین عضو کانون نویسندگان ایران و از بنیانگذاران حلقه ادبی جُنگ اصفهان بود.

 

بیوگرافی هوشنگ گلشیری + عکس

 

هوشنگ گلشیری: مروری کوتاه

برشی از «چرا داستان می نویسم» (هوشنگ گلشیری)

«با این همه داستان یکی از مهمترین  ابزار شناخت دیگران است. پس ما می نویسیم تا دیگران را بشناسیم. ما نویسندگان گاهی در شناخت خودمان از همین ابزار سود می جوییم. زمانی، درسال های دور، داستانی نوشتم و بعد به قصد کار بر موسیقی کلم آن را ضبط کردم. شبی که داشتم به صدای خودم گوش می دادم، از لحن صدا دریافتم که راوی داستن عاشق شده است. واقعه های داستان گاهی برگرفته از اتفاقاتی بود که در زندگی من اتفاق می افتاد، اما من خودآگاهانه می خواستم فقط راوی آنها باشم. پس از این داستان من شش داستان دیگر نوشتم. با مصالح زندگی روزمره ای که برای خودم یا در کنار من اتفاق می فتاد.

حاصل کار هفت داستان پیوسته بود، چیزی میان یک رمان وهفت داستان کوتاه پیوسته. بعضی از منتقدان گفته اند که این اثر ثبت وضعیت روشنفکران زمانه است در تقابل با فرهنگ غرب، چرا که زن در آن داستان غربی بود و راوی آدمی برآمده از سنت. سرانجام و با سفر زن راوی می نشیند تا وقایع رفته را بنویسد. پس ما می نویسیم تا ببینیم در عرصه دنیای خصوصی مان چه می گذرد و ابزار این شناخت داستان است…..»

 

برش هایی از «یادی از دوست» (ضیاء موحد)

«در زندگی گلشیری مثل این که هیچ چیز شخصی و خصوصی وجود نداشت. در خانه اش همیشه به روی ما باز بود و اگر کسی مدت کوتاهی با او رفت و آمد می کرد از همه چیز زندگی گذشته و حال او آگاهی می یافت. برای او آن چه مهم بود ادبیات بود. کسی که بیشترین آزار را به او رسانده بود همین که شعر، داستان یا مقاله ای خواندنی می نوشت زنگ کدورت را به آنی از قلب او پاک می کرد.

 

اصلاً دلخوری های اش از دیگران دوام نمی آورد و خیلی زود آن ها را فراموش می کرد. برای او اصل ادبیات بود. هر چیز دیگر از سیاست و مادیات تا اموری که بسیاری از افراد آن ها را تا حد راز و پنهان کاری بالا می برند در چشم او اموری گذرا و فراموش شدنی بود.اصل ادبیات بود. ادبیات را بهانه ی سیاست نمی کرد. این سیاست بود که بهانه ی ادبیات می شد. این ادامه ی همان گرایش مسلط بر جنگ اصفهان بود که اعتراض بسیاری از جمله آل احمد و ساعدی را برانگیخت….
گلشیری بر خلاف پرخاش جویی های اش آدم بسیار محجوبی بود. حجب و حیایی داشت ذاتی و این ویژگی همه ی آدم های هنری و فرهیخته است.

 

گاهی تشخیص صراحت از وقاحت و اطمینان به نفس از پررویی و بی شرمی آسان نیست.
گلشیری در برابر افراد پررو ساکت می نشست، حتا گاهی به وضوح دست و
پای اش را گم می کرد و تنها وقتی کار به استخوان اش می رسید منفجر می شد.
این واکنش هم  درست واکنش آدم های محجوب و خجالتی است. دربرابر تحسین دیگران هم،
برخلاف بعضی که آن را با پررویی حق خود می دانند، شرمنده سرش را زیر می انداخت.

 

فیلم شازده احتجاب را که نشان می دادند کارگردان، بهمن فرمان آرا،
برابر پرده ی سینما آمد و گفت امشب هوشنگ گلشیری،
نویسنده ی شازده احتجاب، هم در سینما حضور دارد.

تماشاگران برخاستند، به جانب گلشیری برگشتند و فریاد تحسین و شادی شان فضا را به لرزه درآورد.
درست در همین لحظه گلشیری به جانب من که پشت سر او ایستاده بودم و نگاهی کرد چنان شرم آگین و
چنان درمانده که هیچ گاه آن را فراموش نمی کنم.
گویی دنبال پناهگاهی می گشت…..

 

نقد گلشیری از داستان، بسیار حرفه ای و از سر آگاهی عمیق از داستان نویسی جهان بود.
به داستان نگاه ساختارشناسانه و ارزیابانه داشت. تازه را از کهنه، تقلید را از خلق و عادت
را از خرق عادت خوب تشخیص می داد. نویسنده ای که بیش از سی سال پیش در سنی
کم تر از سی سال شازده احتجاب را با شگرد پیشرفته ی داستان نویسی جهان و
تسلط بی همتا در بازی با زبان و زمان و با نثری شیوا و استوار نوشته بود و
توانسته بود با این شگردها بخشی از تاریخ ایران را چنان گزارش کند
که خواننده تا کتاب را تمام نکند زمین نگذارد چگونه می توانست،
برای مثال، بامداد خمار را به عنوان گامی تازه در داستان نویسی ایران بپذیرد؟…»

گزیده آثار هوشنگ گلشیری

نیمه تاریک ماه (مجموعه داستان کوتاه) انتشارات نیلوفر ، چاپ دوم: 82

شازده احتجاب، انتشارات نیلوفر، چاپ چهاردهم: 84

آینه های دردار، انتشارات نیلوفر، چاپ ششم: 93

باغ در باغ، انتشارات نیلوفر، چاپ سوم: 88

 

بیوگرافی هوشنگ گلشیری